9jhd76.jpg

 

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
 

فرشته ای ظاهرشد و عرض کرد :
 
 
چرا اين همه وقت صرف اين يکی می فرماييد ؟
 


خداوند پاسخ داد : دستور کار او را ديده ای ؟
 
 

او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکینباشد.
 


بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جايگزينیباشند.
 

بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کارکند
 

بايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد
 
 
 و وقتی از جايشبلند شد ناپديد شود
 

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را،
 
 
از زانویخراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند
 

و شش جفت دست داشته باشد

فرشته ازشنيدن اين همه مبهوت شد
 

گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
 

خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نيستند
 
 
مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند
 

-اين ترتيب، اين میشود يک الگوي متعارف برای آنها


خداوند سری تکان داد و فرمود : بله
 

يکجفت برای وقتی که از بچه هايش می پرسد که چه کار می کنيد،
 

از پشت در بسته همبتواند ببيندشان
 

يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
 

و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
 

بتواندبدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش دارد
 


فرشته سعی کرد جلوي خدارا بگيرد
 

اين همه کار براي يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد
 

خداوند فرمود : نمی شود !!
 

چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اينهمه به من نزديک است، تمام کنم
 

از اين پس می تواند هنگام بيماری، خودش را درمانکند،
 
 
 يک خانواده را با يک قرص نان سير کند
 
 
و يک بچه پنج سال را وادار کند دوشبگيرد


فرشته نزديک شد و به زن دست زد
 

  اما ای خداوند، او را خيلی نرمآفريدی
 

بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام
 
 
 تصورش را هم نمی توانی بکنیکه تا چه 
 
 
/ 0 نظر / 14 بازدید