یا حسین

آقا جون چقدر پیر شدی!

راستی آقا چه خبر؟

دلم برات تنگ شده

آقای مهربونم

سفارش منو به جدت میکنی؟

چه روزهای سرخیست این روزها

میدانم

چشم های تو هم

این روزها

همانند جدت

سرخ است....

وساطت منو نمیکنی؟

راستی

تا یادم نرفته!

چه خبر از گل سرخت؟

انار دلت....

چقدر سرخ است....

دلم برات تنگ شده......

نگاه معصومانه

زمانيكه كوچكي، در كوچكي ات معصومانه به اطرافت نگاه مي كني
 
با يك چشم به هم زدن بزرگ مي شوي 
 
 آنگاه ديگر از آن نگاه معصومانه خبري نيست
 
ارابه زمان چه بيرحمانه مي تازد

امام زاده صالح تهران

یا شش ماهه

چه روزهایی است این روزها...
دل هزار جا میرود


  
نویسنده : narges ; ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٤ بهمن ،۱۳۸٥