تقديم به همه شهيدان ميهن عزيزم ايران

دلم تنگ شهيدان است امشب**************که همرنگ شهيدان است امشب

من از خون شهيدان شرم دارم **************که خلقی را به خود سرگرم دارم

زمن پرسيد فرزند شهيدی***************که بابای شهيدم را نديدی

به من می گفت مادر او جوان بود***********دلير و جنگجوی و پرتوان بود

نمی دانم چه سودايی به سر داشت*********به دوشش کوله باری از سفر داشت

قدم در کوچه باغ عشق می زد************به جان خويش داغ عشق می زد

چه عشقی؟عشق مولايش خمينی********که بوسد تربت پاک حسينی

به اميدی که از آن گل کام گيرد*********بگريد تا دلش آرام گيرد

 

 

 

 

  
نویسنده : narges ; ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ آذر ،۱۳۸٤