فکیف تتقون ان کفرتم یوما یجعل الولدان شیبا

پس ای مردم غافل

 اگر امروز به خدا کافر شوید

 باز چگونه از عذاب حق

نجات یابید در روزیکه کودک

 از هول و هراس آن پیر می شود؟.....

«سوره مزمل»«آیه 17»

... سبحانک یا الله تعالیت یا رحمن

اجرنا من النار یا مجیر...

خدایا! مارا از آتش قهر خودًًًِ پناه ده

...

  
نویسنده : narges ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸٥

 

عیدتون مبارکککک

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

تورا به دلبران جهان مقایسه روا نبود

که دلبران جهان دیگرند و تو دگری

باور كنيم سكه به نام محمد(ص) است

باور كنيم، رجعت سرخ ستاره را ميعاد دستبرد شگفتى دوباره را

باور كنيم،رويش سبز جوانه را ابهام مرد خيز غبار كرانه را

باور كنيم، ملك خدا را كه سرمد است باور كنيم، سكه به نام محمد (ص) است

از سفر فطرت، از صحف از مصحف، از زبور راوى بخوان به نام تجلى، به نام نور

آفت نبود و، موت نبود و، نفس نبود او بود و بود او و، جز او هيچكس نبود

«قال ا لست ربكم‏» ى را «بلى‏»زدند فالى زدند و قرعه تكوين ما زدند

سالار «كنت كنز» در آيينه نطفه راند برقى جهيد خرمن آدم نشانه ماند

ويرانه گرد خانه زنجير او شديم ز افلاكيان خليفه تقدير او شديم

گرديد چرخ و خاك فلك كو به كو نشست آدم رهيد و، نوح به جودى فرو نشست

ايوبها، به سفره كرمان كرم شدند يعقوبها، به حوصله پامال غم شدند

موسى بسى ز نيل حوادث امان گرفت تا همچو نيل دامن فرعونيان گرفت

بسيار بت شكست كه از سيم كرده بود تهمت به بت زدند، براهيم كرده بود

از رشك لطف جان ملايك ملول ماند هيهات بر زمانه كه انسان جهول ماند

باور كنيم، رجعت سرخ ستاره را ميعاد دستبرد شگفتى دوباره را

باور كنيم، رويش سبز جوانه را ابهام مرد خيز غبار كرانه را

باور كنيم ملك خدا را كه سرمد است باور كنيم، سكه به نام محمد(ص)است

راوى به شب حجاب نكويى، حجاب قبح راوى به صبح، صبح شكافنده، صبح صبح

راوى به فتح،فتح نمايان به آسمان راوى به تين و زيت، به افسانه زمان

راوى بخوان، به خواندن احمد در اعتلا بر بام آسمان شب معنى شب «حرا»

شبها شبند و قدر، شب عاشقانه‏هاست عالم فسانه، عشق فسانه فسانه‏هاست

راوى بخوان، كه رستم افسانه مى‏رسد جوهر فروش همت مردانه مى‏رسد

راوى بخوان، كه افسر سيارگان مه است راوى بخوان، كه مهدى موعود در ره است

باور كنيم، رجعت سرخ ستاره را ميعاد دستبرد شگفتى دوباره را

باور كنيم،ملك خدا را كه سرمد است باور كنيم، سكه به نام محمد(ص) است

خونين به راه دادرسى ايستاده‏ايم چون لاله داغدار كسى ايستاده‏ايم

اى دوست، اى عزيز مجاهد، رفيق راه مقداد روز، مالك شب، ميثم پگاه

اى در صفا به همت مردانه استوار اى مرد مرد، مرد خدا، مرد روزگار

مرغى چنين بلازده جان در قفس نداد حقا، كه داد عشق تو دادى و كس نداد

رفتى كه باز گردى و تا ما خبر شديم اى پيشتاز قافله، بى همسفر شديم

گيتى به اهل عشق بدستان چه مى‏كند! حالى به ما شقاوت پستان چه مى‏كند!

با ما چه مى‏كنند به رندى در آشيان اين نابكار خانه بدوشان، حراميان

اى دوست، اى عزيز، رهايى مباركت از همرهان خسته، جدايى مباركت

اينجا خوش است ضجه زنجيريان هنوز مردم كش است دشنه تقديريان هنوز

اينجا هنوز عرصه گير و كشاكش است اينجا هنوز خواب اسارت مشوش است

اينجا جهان شب است، ولى بى‏كرانه نيست فرداى روشنايى ره بى‏بهانه نيست

شبها شبند و، قدر شب عاشقانه‏هاست عالم فسانه، عشق فسانه فسانه‏هاست

باور كنيم، رجعت سرخ ستاره را ميعاد دستبرد شگفتى دوباره را

باور كنيم، ملك خدا را كه سرمد است باور كنيم، سكه به نام محمد(ص) است

محمد على معلم

  
نویسنده : narges ; ساعت ٢:٤٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸٥